خرید بک لینک
میگم نمی دونست میگم نمی تونست.... + خواب های در هم میبینم گذشته رو قاطی حال میبینم هرجا که هستی ارومه هرجا ک گذشته س تب دارم به خودم فشار میارم یگانگی مخاطب رو در نوشته هام حفظ کنم پیش ازین احساسی داشتم؛ پس اسم اون چی بود؟! عاقل شدم از شعار خبری نیست، هرچند خوشحال کننده نیست اما امنه جملات قصار میگم: اگر اولش به دلت نشینه دیگه نمیشینه باید به خودم فشار بیارم که ساکت تر بشم ساکت تر و خلوت تر + خب اتفاقاتی که افتاد این بود که 19 واحد برداشتم و این سخت ترین ترم تحصیلمه درحالی که صبح فردا امتحان کوانتوم دارم دارم اینجا مینویسم! یک شغل پیدا کردم و برای تو کادوی تولد خریدم....چقد بهت میومد :) چقد خوش منظری عزیزم ازینکه جیبم پر باشه احساس امنیت میکنم کاش جیبت پر بشه :) + اشتباه میکردم نقطه پایان هیچ رابطه ای نیست خط کمرنگ میشه.... + چندتا اهنگ باید دانلود کنم کتونی و بوت بخرم و منتظر بارون بشم :)

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 12:35

مدت هاست که میخوام بنویسم ولی نمیتونم

فکر میکنم حرف خاصی ندارم

شاید بنویسم

باید ینی!

خیلی اتفاقات افتاده که ثبتش شاید برای کسی مهم نباشه اما برای خودم حتما مفیده

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 12:35

ماهی که قدش به سرو می ماند... راست... :) + از دور، ینی همون فاصله ی یکی دو قدمی، زیبا بودی و دوستانه، مرد فریبکاری که وعده ی یک آغوش نرم و گرم میده اما من تو اون بازوها بودم! آهن تفدیده ست! نه میشه ازش فرار کرد نه میذاره کسی دستش به مایملکش برسه... ... داشتنت، همیشه داشتنت، باید چیز خوبی باشه نه!؟ + هم شغل دارم هم درس میخونم هم یک رابطه ی عاشقانه دارم هم فیلم میبینم هم گاهی چیزی میخونم هم به خودم میرسم ... فتوشاپ نیستم! فقط دهنم سرویس شده :)))) فقط وقتی میبینن بهشون نیاز نداری، دورتو بیشتر از قبل خالی میکنن... مردم! مردم دنبال ادمای ضعیفن تنهات میذارن چون تو ازشون بهتری و طاقت ندارن تو حضورت محو باشن تنهات میذارن تا تنهایی "نتونی"....وقتی شکست میخوری انگار براشون عزیزتری... + دلم یک دوست میخواد که احتمالا درخواست زیادیه! + تصمیم گرفتم کمی خودخواه باشم تازه دارم میفهمم کجاها بیخودی کوتاه میومدم! یه دوره ای از زندگیم انقدررر شلوغ بود که مجبور شدم حتی چیزای مهمی رو نادیده بگیرم حالا هم شلوغه! حنی بیشتر! ولی به آینده که نگاه میکنم انگار قرار نیست آرام تر باشه! تا چشمم کار میکن شلوغی و سختیه...بنابراین دارم سعی میکنم از خودم وقت بدزدم و به خودم رسیدگی کنم :) + خیلی وقته دلم میخواد پست بذارم و نمیتونم حرفام وقتی میمونه تو دلم حل میشه میخواستم درباره ی اون زنه بنویسم تو

برچسب: نویسنده: هلیا رضاپور تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 12:35

صفحه بندی